تعظیم به این مرام!

نوزده سال قبل؛ در یکی از شب های ماه مبارک رمضان، به ضیافت افطاری در اصفهان دعوت شدیم. میزبان به رسم پاگشا یا نمی دانم همان میهمانی عروس و داماد دعوت نموده بود. به اصرار دیگران و اکراه خود همراه به این ضیافت شدم. پله های چهار طبقه ساختمان و مسافت هشتاد کیلومتری راه شهرضا-اصفهان دلیل اکراه ام بود!. طی طریق شد و بزرگوارانه به طبقه چهارم انتقالم دادم. نیم ساعتی به اذان مغرب مدعوی از تهران، تلفنی آمدن خویش را در نزدیکی اصفهان خبر داد. سفره پهن بود. اذان و نماز و مقدمات افطار وارد خانه شد!. افطار کرد. دو ساعتی با دیگران نشست. مقداری غذا جهت سحر خود و خانواده برداشت و همزمان با ما از ان طرف راهی تهران شد!. (مرحوم سید رسول سپهر)

ادامه نوشته

روزانه ها61 (گذران این روزها)

نقل است که ملا خود و زنش را اهل نجوم می دانست!. هر چه پرسیدند، دو جواب متفاوت می داد. یکی از خود و یکی نیز نقل از همسرش!. از قضا یکی صحیح از آب در می امد و دیگری اشتباه!. برخی این روش را خود به تنهایی ادا می کنند!. «یکی به نعل میزنند و یکی به میخ»

ادامه نوشته