کم و کمتر بگوییم و قضاوت نکنیم!
هر اتفاقی، هنجار یا ناهنجار، ارزش مند یا بی ارزش، دردناک یا خوشایند، پایانی دارد. قبل از اتمام و به فراموشی رفتن، به عکس العمل های افراد جامعه پیرامون آن اتفاق با دارا بودن هر یک از ویژگی های فوق فکر کرده اید؟ چرا پیرامون اتفاق های ناهنجار بیش از اندازه می گوییم، می شنوییم و قضاوت می کنیم؟!. در حالی که هر مورد ارزشمندی را بی اهمیت جلوه می دهیم؟!.
طی دو-سه هفته ی گذشته چندین اتفاق ناهنجار و دردناک در شهر ما به وقوع پیوسته است. اما یکی دو مورد بیش از حد ورد زبان هر یک از شهروندان ما بود!. موردی از تصادف در مسیر یکی از مزارع و حلق آویزی سه عضو یک خانواده، نقل هر مجلسی شد!. هر کس به نوعی تعریف، نقد و بررسی و در باره اش قضاوت می کرد!. هیچ کس به چرایی هر یک از موارد فوق، در شهری به نسبت کوچک که اکثر افراد همدیگر را می شناسند، نپرداخت!. بیشتر اشاره یا تلاشی در شناخت هر یک از این افراد داشتند و دیگر همین!. جای تعجبی هم ندارد،. چرا که متولیان امور و مسئولین ذیربط نیز نگاهی بیش از این ندارند!. گویی جان و مال و حقوق شهروندان چندان در اولویت رسیدگی نیست !.
در هر حال این اتفاق ها با شدت و حدتی کمتر یا بیشتر، اولی نبود، آخری نیز نخواهد بود!. بیایید در حد و اندازه ی خویش طناب آور داری نباشیم، خود و دیگران را نیز به هر طریق محفوظ از کید شیطان بداریم. کم و کمتر بگوییم و قضاوت کنیم. شاید روزی نگاه غضب آلود مسئولین از سیاست تعدیل یافت و دیگر امور جامعه را نیز در بر گرفت.