سال ها دور، شهر ما را، شیخی بوده است. به جهاتی پر آوازه. آوازه اش در گفتار، چنان ماندگار شده، که بزرگان در هر اتفاقی جمله یا حکایتی از او نقل می کنند. پندها و نصایح، نقل گوشه ها و کنایه ها، حاضر جوابی ها و...

 

البته دانش و علم، تحقیق و پژوهشی و درس و تدریس نیز داشته!. که بیشتر در عامه ی مردم تحت تأثیر گفته ها قرار گرفته، در این بین دعوت از ایشان جهت تدریس در دانشگاه تهران و پاسخ رئیس وقت دانشگاه نیز نزد همگان به خوبی یاد می شود: «وقتی از من یاد شده است. که قوت رو به ضعف و ضعف رو به قوت است» (اینجا بیشتر بخوانید) اما انگار نام و آوازه اش بیشتر به نصایح، جمله های کلفت و زمخت، گوشه کناره ها و حاضر جوابی ها شهرت یافته است!.

1-گویند: بر فراز منبر بوده که واعظ بعدی به جلسه وارد می شود. افراد حاضر که مشغول شنیدن سخنان وی بوده اند. به احترام ورود واعظ جدید صلواتی میفرستند. جلسه که آرام می شود. به شوخی یا از بُعد حسادت می گوید: «هر کس علاقه به حج اقا داره فردا براشون نون سرشیری بیاره»!

2- بعد از اقامه ی نماز ظهر و عصر یکی از نمازگزاران وی را به صرف نهار به منزل خویش دعوت می کند. با قبول دعوت، متذکر می شود که به درب خانه ی خویش می رود. تا بگوید، نمی آید، و ناهار را صرف کنند. بعد از حضور در میهمانی به میزبان می گوید: «عیال گفتند این چه وقت دعوت بود! و چرا قبول زحمت کردی؟ گفتم لابد می خواسته اند من باشم که به من گفته اند وگرنه الان هم نمی گفتند. و من مثل روزهای قبل به خانه می آمدم.»

3-گویند: بارها برای تذکر به مستمعین زن و مرد، جهت گوش دادن به سخنان خویش، خطاب به خانم ها گفته است: «زَنا آروم تر حرف بزنید، آقایون خواب اند. بیدار می شند»

4-هر از گاهی، خواب و چرت زدن برخی مستمعین را گوشزد میکرده، تاثیر گذار نبوده، و بی خیال می شده است. تا روزی پیر مردی در حین چرت، با اندک جابجایی صدایی از او بلند می شود. خود از جا می پرد. عده ای می خندند!. تقریبا همه با هم همه ی این و آن هوشیار و گوش به صدای واعظ می شوند. ایشان نیز چورت زدن دایمی مستمعین را مستمسک این اتفاق قرار می دهد و بیان می کند. که: «سالهاست تلاش می کنم عده ای را از خواب بیدار کنم. (کنایه از خواب غفلت) اما نتوانستم. اینک میرازا... با گ.... همه را از خواب بیدار کرد!.

5-کارگرانی مشغول کار بودند. هنگام عبور یکی خطاب به وی تقاضای جمله ای، موعظه ای و... می کند. در خور سواد و معلومات و شغل آنان می گوید: «وقت خوردن نون و ماس تازه، نون دونا قاشوق چی کنید»

.

.

.