ایتدا در مورد توافق هسته ای، مهمترین و بزرگترین خبر و اتفاق دیروز، نکته ای بگویم. اینکه ما (دولت و رهبری و اکثریت ملت ایران)پیروزی قلمداد کردیم. آمریکا و کشورهای غربی(1+5) نیز خود را موفق در امتیازگیری از ایران دانستند. موجی از رضایت و خوشحالی بین مردم ایران در مقابل عصبانیت دولت اسرائیل با اشتباهی بزرگ خواندن توافق و سکوت کشورهای عربی همسو با غرب، ضمن سکوت حسین کیهان و نقدی و رسایی که در مخالفت با طیف مخالف با اسرائیل نیز همصدا می شوند! (احتمالا موفقیت قلمداد کردن از طرف رهبری و در جریان بودن ایشان در روند پروسه ی توافق هسته ای، وادار به سکوت شان کرده است!) نشانی از موفقیت برای ماست. انگار در مجموع این همان معادله برد برد است. امید که منشأ خیر بر ملت ایران باشد. ان شاا...

******

دیروز خواهرزاده(سید محمد) از راه مدرسه به خانه ی ما آمد. هر یک شنبه به اجبار و برخی روزهای دیگر به اختبار می آید. همین که رسیده است. سلام می کند. می پرسد: دایی، معمایی می گویم جوابش را می توانید پیدا کنید؟ گفتم بگو!. ذهنم را بر مسئله ای کودکانه آماده کردم. لابد باید با نمی دانم و یا تاخیر به ذوق اش نزنم. پرسید: گوسفندی در این طرف رودخانه است. آن طرف رودخانه علف وجود دارد. هیچ وسیله ای برای رفتن به آن طرف نیز وجود ندارد. برای خوردن علف باید چکار کند؟ خوب فکر کردیم. باید شنا کند. خیر شنا بلد نیست. واقعا چبری به ذهنمان نرسید. گویی او به ذوق من زد. گفتم نمی دانم. بگو!. گفت: تا ناهار می خورم فکر کنید. شاید راه حلی به ذهنتان برسد. ناهار خورد و چبزی نیافتیم!. گفتم: نمی دانم. بگو. گفت: اینقدر می ایستد تا علف زیر پایش سبز شود!. (خنده)